X
تبلیغات
اکوستیک - در این باهار ای صنم بیا و آشه تی کن...!:)
اینجا،فقط صوت و صداست که حکمفرماست.

رشید بهبودف را دوست دارم.خیلی دوست دارم.

این خیلی ،خیلی است!

بخصوص اگر آذری باشی و رشید برایت از آذربایجان بخاند،

توی آهنگهایش اسم بچه هایت را بیاورد!( توی خیالم همیشه اسم بچه هایم ترکی بوده!تا الان که اسم پسرم "لاچین" و دخترم "ماهنی" ست!)

رشید بهبودف خاننده فولکلور و کلاسیک آذری بود.گاهی روسی و گاهی هم فارسی میخاند.با همان لهجه ی دوست داشتنی آذربایجانیش.

ازهمان بچگی دوستش داشتم،همان وقتی دایی هام ویدئو ی "آرشین مال آلان" را میگذاشتند و با موزیک های شاد عسگر و تصویر های رنگی رنگی و رقص های ترکی اش کیف میکردم!

آدم حتا آذری هم نباشد دوست خاهد داشت آهنگاش را.همانطوری که خیلی از دوستهام  که آذری نیستند دوستش دارند،بخصوص کلاسیک هاش را...

این دفعه دو تا از کلاسیک هاش را میخاهم معرفی کنم و یکی از سنتی کلاسیک هاش که به زبان فارسی خانده.فولکلور هایش باشد سر وقت که بهتر بپردازم بهشان:)

اولی آهنگ "لاچین" است.لاچین یکی از انواع شاهین سانان است و در افسانه های قدیم هم اسم یک پهلوان گرجی بوده.

اوج گرفتنهای یکهوییِ بهبودف را هم توی این تراک دوست دارم.وقتی میخاند "آراز آخار لیل ایله"...

دومی هم "نازنده سوگیلیم" است.یعنی "محبوِبِ نازنینم"

این را فکر کنم توی فیلم "سارای" هم خان چوپان(که همان عاشیق آیدین باشد) توی صحرا برای خودش میخاند و سارای میشنودش.

این نازنده سوگیلیم را خیلی دوست دارم،برایم نوستالژی است،یک نوستالژی بزرگ.

دایی هام صداشان خیلی خوب بود.قدیم ها خیلی میخاندند.حتا یادم است یک قسمت از اپرای آرشین مال آلان را داییم و دخترخاله هم با هم دوستانه برای ما،وقتی همگی خانه ی مادربزرگم جمع شده بودیم اجرا کردند و من چقدر کیف میکردم.و چقدر احساس خوشبختی داشتم...

نمیدانم،بخاطر صمیمیت آن جمع بود،یا خوشبین بودن به دنیا،از دید یک دختر چهار پنج ساله،که من بودم.

بهار دلکش را هم بهبودف،توی سفرش به ایران با آن لهجه ی شیرینش خانده بود.با یک طرز خاندنِ متفاوت و واقعا دوست داشتنی.جایی خانده بودم برای اجرای بهار دلکش،از "بنان" کمک گرفته بود.

خلاصه،گوش کنید این سه تراک را.تضمین میکنم عاشقشان میشوید.

متن و ترجمه ی آهنگ ها را هم از وبلاگ "بهبودف" گرفتم.توی ادامه مطلب هست:)

+لـــاچـیـن

+نـازنـده سـوگـیـلـیـم

+بهار دلکش

__________________________________________________________________

+ویکی رشید بهبودف

+رشید بهبودف در فی س بوک

+دوتا آهنگ دیگر،از بهبودف،همینطوری!

پی نوشت:کیفیت آهنگ ها بد است،میبخشید!از روی گرامافون ضبط شده اند.:)

 *                     *                        *

لاچین

آراز آخار لیل ایله
دسته دسته گول ایله
من یاریمی سویرم
شیرین شیرین دیل ایله

باغچا لاری ساری گول
یاری غونچا یاری گول
گِج آچیلدین تِز سولدون
اولمایایدین باری گول

آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچین

یری یری نیشان یار
یری عشقه دوشَن یار
ایلچی لری قیریلمیش
اوزو ایلچی دوشَن یار

آلما آتدیم نا رگلدی
کتان کوینک دار گلدی
قاپی یا کولگه دوشدی
ایه بیلدیم یار گلدی

آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچین

سو آتدین یارا دَیدی
الیم دیوارا دَیدی
دیلیم منیم گوروسون
نه ده دیم یارا دَیدی

اِله بی اودا یانسین
پروانه اودا یانسین
من یاندیم یار اوزوندن
اِشینسین اودا یانسین
آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچین

ترجمه:

آراز (رود ِ ارس) با گل و لای اش روان است. با دسته های گلی که با خود به هم راه آورده است.
به هر زبانی می گویم من یار شیرین زبان ام را دوست دارم.
در باغ چه شان گل ها ی زرد
نیمی غنچه و نیمی شکفته
گل من دیر شکفتی و زود پژمرده شدی
انگار هرگز نبوده ای.

آی لاچین، جان لاچین، جان من فدای تو لاچین.

برو برو یار نشان کرده
برو یاری که هوای عشق دیگری به سرش افتاده
خواستگار های اش همه از حسرت دق کرده اند و خود ش به این در و آن در افتاده است.

سیبی پرت کردم و اناری به دست ام آمد
و پیراهن کتان به تن ام تنگ آمد
سایه یی به در افتاد
من به خیال ام یارم آمده است.

آی لاچین، جان لاچین، جان من فدای تو لاچین.

پشت سرش آب می ریختم روی یارم پاشید
دست ام به دیوارد خورد.
زبان ام الاهی خشک شود که هر چه گفتم به یارم برخورد.

آن چنان در آتش بسوزد پروانه، در آتش بسوزد
من از رخ ساره ی یار سوختم
ای کاش اوهم بشنود و دل اش بسوزد.

آی لاچین، جان لاچین، جان من فدای تو لاچین. 

____________________________________________________________________________________

نازنده سوگیلیم

دَیدی ساچ لاریما باهار کولگی
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدو
هَره نین باختینا بیر گوزل دوشر

سنده تکجه منیم آدیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

سن سیز داغ دوشونه چخدیم بو سحر
اوتدی قومرو کیمی کورشه لاله لر
ده نیه یالقیز سان سوردو لاله لر

غور ایتدین نیسکیلیم یادیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

گوزلریم یول دا دیر قولاغیم سس ده
سنی اونوتمارام من سون نفس ده
ای جیران باخیش لی ای بویو بسته

ای تازه تر گولوم یادیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

ترجمه:

به موها ی ام نسیم بهاری خورد
و محبوب نازنین ام به خاطر ام آمد.
برای هر کسی در بخت اش زیبا رویی نوشته اند.
تو، تنها تو را در طالع من نوشته اند.
محبوب نازنین من تو به یاد من آمدی.

بی تو امروز سحر به سینه ی کوه زدم
لاله ها مثل قمری ها داشتند آواز می خواندند.
لاله ها از من پرسیدند: بگو چرا تنهایی
بیش تر که فکر کردم، تنها یی و دل سوخته گی ام به یاد ام آمد.
محبوب نازنین من تو به یاد من آمدی.

چشم ها ی ام در راه اند و گوش ها ی ام تشنه ی شنیدن صدای تو هستند.
من تو را حتا با آخرین نفس ها ی ام هم فراموش نخواهم کرد.
نگاه ات مثل نگاه آهو ست. و قدِ رعنا داری
ای گل تر و تازه ام تو به یاد من آمدی
محبوب نازنین من تو به یاد من آمدی. 

____________________________________________________________________________________

بهار دلکش

بهاردلکش رسید ودل به‌جا نباشد      از آن‌که دلبر دمی به فکر ما نباشد

صبحدم بلبل ، بردرخت گل ، خدا ، به‌خنده می‌گفت
نازنینان را ، مه جبینان را ، خدا ، وفا نباشد


دراین بهار ای صنم بیا وآشتی‌کن      که خشم وکین با من حزین روا نباشد
صبحدم بلبل ، بردرخت گل ، خدا ، به‌خنده می‌گفت
خوبرویان را ، مه جبینان را ، خدا ، وفا نباشد

+ نوشته شده در  91/05/24ساعت 18:43  توسط حانیکا  |