به لورا بگویید دوستش دارم...
یک ترک غمگین و دیوانه کننده ی قدیمی.
ری پیترسون هم با آن صدای غمگین کننده اش،این شعر غمگین و داستانِ حزن انگیز را تعریف میکند و واقعن کله ام را داغ میکند.
آدم وقتی زیادی خوشحال است باید حتمن همچه چیزی گوش بدهد بلکه یک مقداری بتواند آرام شود بنشیند سر جایش...هه!
این چند وقت حال و هوایم این شده.حال و هوایم شده سیاه وسفیدِ نویز دار.مثل فیلم قدیمی ها.فیلمهای کلاسیک...
قصه ی "به لورا بگویید دوستش دارم " از یک عشق کودکانه شروع میشود.
تام و لورا همدیگر را دوست داشتند.دو تا نوجوان.
تام میخاست با لورا ازدواج کند و میخاست برایش حلقه ی نامزدی بخرد،اما پولی نداشت.
برای همین در مسابقه ی اتومبیلرانی شرکت میکند،یه امید اینکه برنده شود.توی آهنگ می گوید" او جوان ترین اتومبیلران آن مسابقه بود"
ولی مثل تمام این قصه های تراژدیک،ماشینش وسط مسابقه چپ میکند و تام در حال مرگ،مدام تکرار میکند که :"به لورا بگویید دوستش دارم...به لورا بگویید که میخاهمش..."
. . .
سبک موزیک، "دث راک" است و Ray peterson سال 1960 آنرا اجرا میکند.
توی پیج "آهنگهایی که قبل از مرگ باید شنید" درباره ی این ترک نوشته:
یک آهنگ (دِث راک) نوشته شده توسط جف بَری و بِن رالیی , اهنگ هیت سال 1960 و از ده آهنگ محبوب آمریکایی که توسط رِی پیترسون اجرا شد.
( Jeff Barry and Ben Raleigh)
آهنگ رده 7 بیلبورد هات 100 ایالات متحده آمریکا را بدست آورد
در همان سال آهنگ توسط ریکی والانس در انگلستان عرضه شد که توانست مقام اول
Uk Singles Chart
را از آن خود کند.
اثر موفقیت بزرگی را در 14 کشور به دست آورد و بیش از هفت میلیون نسخه از آن به فروش رسید
حتما گوش بدهید.آهنگی است که به مذاق اکثر آدمها خوش میاید،آرماش بخش است و اگر آدم احساساتی ای هستید،(مثل خودم!)اشکتان را هم در خاهد اورد:)
+Laura and Tommy were lovers
He wanted to give her everything
Flowers, presents, but most of all, a wedding ring
He saw a sign for a stock car race
A thousand dollar prize it read
He couldn't get Laura on the phone
So to her mother, Tommy said
Tell Laura I love her
Tell Laura I need her
Tell Laura I may be late
I've something to do, that cannot wait
He drove his car to the racing grounds
He was the youngest driver there
The crowd roared as they started the race
Around the track they drove at a deadly pace
No one knows what happened that day
Or how his car overturned in flames
But as they pulled him from the twisted wreck
With his dying breath, they heard him say
Tell Laura I love her
Tell Laura I need her
Tell Laura not to cry
My love for her will never die
Now in the chapel where Laura prays
For her poor Tommy, who passed away
It was just for Laura he lived and died
Alone in the chapel she can hear him cry